مدیریت فرایند آزمایشگاه چیست؟
مدیریت فرایند آزمایشگاه فقط به معنای تدوین چند دستورالعمل یا نظارت بر عملکرد کارکنان نیست. این مفهوم به طراحی، اجرا، پایش و بهبود فعالیتهایی اشاره دارد که از زمان دریافت درخواست آزمایش آغاز میشوند و تا ارائه گزارش نهایی و مدیریت سوابق مرتبط ادامه پیدا میکنند.
هدف از مدیریت صحیح فرایندها، ارائه نتایج دقیق و قابلاعتماد در زمان مناسب، کاهش خطاهای قابل پیشگیری، استفاده مؤثر از منابع و حفظ قابلیت ردیابی فعالیتهاست.
استاندارد ISO 15189:2022 الزامات کیفیت و صلاحیت آزمایشگاههای پزشکی را مشخص میکند. مدیریت فرایندها، کنترل ریسک، پایش عملکرد و بهبود مستمر از موضوعات مهم در ایجاد و نگهداری یک سیستم مدیریت کیفیت اثربخش هستند.
در یک نگاه کلی، فرایند آزمایشگاه پزشکی را میتوان در سه مرحله اصلی بررسی کرد:
-
پیشآزمایشگاهی (Pre-analytical)
-
آزمایشگاهی (Analytical)
-
پساآزمایشگاهی (Post-analytical)
هر سه مرحله به یکدیگر وابستهاند. بنابراین، کیفیت نتیجه نهایی تنها به عملکرد دستگاه یا مهارت کارشناس بخش فنی محدود نمیشود؛ بلکه به هماهنگی تمام فعالیتهای مرتبط با نمونه و اطلاعات بیمار بستگی دارد.
مدیریت فرایند آزمایشگاه چه مفهومی دارد؟
مدیریت فرایند یعنی مشخص باشد هر فعالیت چگونه انجام میشود، چه کسی مسئول آن است، چه معیارهایی برای ارزیابی عملکرد وجود دارد و در صورت بروز مشکل، چه اقدامی باید انجام شود.
برای مدیریت اثربخش فرایندها، آزمایشگاه باید بتواند به چند پرسش اساسی پاسخ دهد:
-
هر فرایند از کجا آغاز میشود و در چه نقطهای پایان مییابد؟
-
مسئول انجام و کنترل هر مرحله چه کسی است؟
-
چه خطرات و خطاهایی ممکن است در هر مرحله رخ دهند؟
-
عملکرد فرایند با چه شاخصهایی اندازهگیری میشود؟
-
در صورت انحراف از معیار تعیینشده، چگونه علت مشکل شناسایی و اصلاح میشود؟
برای مثال، افزایش زمان پاسخدهی یک آزمایش ممکن است ناشی از تأخیر در پذیرش، آمادهسازی نمونه، صف دستگاه، تکرار آزمایش یا تأخیر در بازبینی و آزادسازی نتیجه باشد. اگر فقط زمان عملکرد دستگاه بررسی شود، ممکن است علت اصلی تأخیر شناسایی نشود.
به همین دلیل، مدیریت فرایند باید کل مسیر انجام کار را در نظر بگیرد، نه فقط عملکرد یک بخش را.
سه مرحله اصلی فرایند آزمایشگاه
۱. مرحله پیشآزمایشگاهی (Pre-analytical)
مرحله پیشآزمایشگاهی از دریافت درخواست آزمایش آغاز میشود و فعالیتهایی مانند شناسایی بیمار، آمادهسازی، نمونهگیری، شناسایی و انتقال نمونه، پذیرش و آمادهسازی اولیه نمونه را تا زمان شروع مرحله آزمایش در بر میگیرد.
این مرحله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا خطاهایی که در شناسایی بیمار، نمونهگیری، برچسبگذاری یا انتقال نمونه رخ میدهند، ممکن است بر اعتبار نتیجه نهایی تأثیر بگذارند.
مراحل کلیدی پیشآزمایشگاهی عبارتاند از:
-
دریافت و بررسی درخواست آزمایش
-
شناسایی صحیح بیمار و بررسی اطلاعات ضروری
-
آمادهسازی بیمار مطابق الزامات آزمایش
-
نمونهگیری و رعایت شرایط مناسب جمعآوری نمونه
-
برچسبگذاری و شناسایی صحیح نمونه
-
انتقال نمونه در شرایط زمانی و محیطی مناسب
-
پذیرش نمونه و بررسی معیارهای قبول یا رد
-
سانتریفیوژ، جداسازی و سایر مراحل آمادهسازی، در صورت نیاز
گلوگاههای رایج در این مرحله:
-
مغایرت اطلاعات بیمار و نمونه
-
برچسب ناقص یا ناخوانا
-
حجم ناکافی نمونه
-
همولیز، لخته یا نامناسب بودن نوع نمونه برای آزمایش درخواستی
-
تأخیر در انتقال نمونه به آزمایشگاه
-
تجمع نمونهها در صف پذیرش یا آمادهسازی
برای کنترل این مشکلات، آزمایشگاه باید معیارهای پذیرش و رد نمونه را مشخص کند، دلایل رد نمونه را ثبت و تحلیل کند و در صورت مشاهده روند نامطلوب، اقدامات اصلاحی مناسب انجام دهد.
برای مثال، اگر میزان نمونههای همولیزشده افزایش پیدا کند، بررسی صرف تعداد نمونههای ردشده کافی نیست. باید شرایط نمونهگیری، نحوه انتقال، آموزش کارکنان و عوامل مرتبط با فرایند بررسی شوند.
۲. مرحله آزمایشگاهی (Analytical)
مرحله آزمایشگاهی شامل فعالیتهایی است که برای انجام آزمون و تولید نتیجه اولیه انجام میشوند. این مرحله از شروع فرایند آزمایش تا تولید نتایج اولیه را در بر میگیرد.
در این بخش، رعایت روش اجرایی مصوب، کنترل شرایط انجام آزمون، پایش تجهیزات و بررسی کیفیت نتایج اهمیت دارد.
مراحل کلیدی این بخش عبارتاند از:
-
آمادهسازی دستگاه و بررسی وضعیت عملکرد آن
-
مدیریت لیست کار (Worklist) و تخصیص آزمایشها
-
بررسی وضعیت کنترل کیفیت داخلی (IQC)
-
انجام آزمون طبق روش اجرایی و دستورالعمل مربوط
-
انتقال نتایج از دستگاه به سامانه اطلاعات آزمایشگاه (LIS)، در صورت وجود اتصال
-
بررسی نتایج اولیه و شناسایی موارد نیازمند بررسی بیشتر
-
انجام تکرار یا بررسی تکمیلی در صورت وجود دلیل فنی یا معیار مصوب
گلوگاههای رایج در مرحله آزمایشگاهی:
-
تجمع نمونهها پیش از ورود به دستگاه
-
توقف تجهیزات یا بروز خطاهای فنی
-
اختلال در ارتباط دستگاه و LIS
-
تکرارهای غیرضروری یا بررسیهای بدون معیار مشخص
-
تأخیر در انجام کنترل کیفیت
-
ادامه کار در شرایطی که وضعیت کنترل کیفیت یا عملکرد دستگاه نیازمند بررسی است
کنترل کیفیت داخلی یکی از ابزارهای مهم پایش عملکرد روش آزمایش است. بااینحال، مدیریت کیفیت مرحله آزمایش به کنترل کیفیت داخلی محدود نمیشود و باید صلاحیت کارکنان، عملکرد تجهیزات، اعتبار روشها، مواد مصرفی و سایر عوامل مؤثر نیز در نظر گرفته شوند.
همچنین، اتصال دستگاه به LIS میتواند ورود مجدد اطلاعات را کاهش دهد و گردش دادهها را منظمتر کند؛ اما وجود اتصال بهتنهایی صحت تمام دادهها یا صحت نتیجه آزمایش را تضمین نمیکند. تنظیمات ارتباطی، تطبیق شناسهها و کنترلهای لازم باید بهدرستی اجرا شوند.
۳. مرحله پساآزمایشگاهی (Post-analytical)
مرحله پساآزمایشگاهی شامل فعالیتهای مرتبط با بازبینی نتایج، آزادسازی و گزارشدهی، اطلاعرسانی نتایج مهم و مدیریت سوابق و نمونهها پس از انجام آزمون است.
در این مرحله، تولید نتیجه توسط دستگاه به معنای پایان فرایند نیست. نتیجه باید مطابق روشهای اجرایی و مسئولیتهای تعریفشده در آزمایشگاه بررسی و برای گزارشدهی آماده شود.
مراحل کلیدی این بخش عبارتاند از:
-
بازبینی نتایج و بررسی موارد نیازمند توجه
-
تأیید و آزادسازی نتایج مطابق مسئولیتهای تعریفشده
-
بررسی نتایج بحرانی و اطلاعرسانی طبق دستورالعمل
-
تهیه و ارائه گزارش نهایی
-
اصلاح گزارش در صورت شناسایی خطا، طبق فرایند مصوب
-
نگهداری سوابق و بایگانی نمونه مطابق الزامات مربوط
-
تعیین تکلیف نمونههای باقیمانده و پایان دوره نگهداری
گلوگاههای رایج در مرحله پساآزمایشگاهی:
-
تجمع نتایج در صف بازبینی یا تأیید
-
تأخیر در آزادسازی گزارش
-
اطلاعرسانی دیرهنگام نتایج بحرانی
-
خطا در انتقال اطلاعات به گزارش نهایی
-
نبود سوابق کافی برای پیگیری اصلاح گزارش
-
دشواری در شناسایی محل نگهداری نمونههای بایگانیشده
یکی از نکات مهم در این مرحله، تفکیک نتایج بحرانی از نتایج صرفاً خارج از محدوده مرجع است. نتایج بحرانی باید مطابق معیارها و روش اجرایی مصوب آزمایشگاه مدیریت و اطلاعرسانی شوند.
همچنین، تعیین مسئولیت بازبینی، آزادسازی و گزارشدهی باید متناسب با ساختار و ضوابط آزمایشگاه باشد. لزوماً تمام نتایج به تأیید چند سطح مختلف نیاز ندارند؛ این موضوع باید بر اساس روشهای اجرایی و الزامات مربوط تعیین شود.
چرا مدیریت فرایند آزمایشگاه اهمیت دارد؟
وقتی فرایندها بهصورت نظاممند مدیریت نشوند، مشکلات ممکن است بارها تکرار شوند، بدون اینکه علت اصلی آنها مشخص شود.
برای مثال، افزایش زمان پاسخدهی ممکن است به افزایش حجم کار نسبت داده شود؛ درحالیکه علت واقعی، توزیع نامناسب نمونهها، تأخیر در آمادهسازی یا تجمع نتایج در صف بازبینی باشد.
مدیریت صحیح فرایند به آزمایشگاه کمک میکند:
-
خطاهای تکرارشونده را شناسایی و تحلیل کند.
-
زمان انتظار در مراحل مختلف را کاهش دهد.
-
از منابع انسانی و تجهیزات بهتر استفاده کند.
-
عملکرد کارکنان و تجهیزات را بر اساس داده ارزیابی کند.
-
ریسکهای مرتبط با فعالیتهای آزمایشگاه را کنترل کند.
-
سوابق قابلاستناد برای بررسی مشکلات و ممیزی فراهم کند.
-
اثربخشی اقدامات اصلاحی را ارزیابی کند.
در واقع، هدف مدیریت فرایند صرفاً افزایش سرعت نیست. کاهش زمان انجام کار نباید به حذف کنترلهای ضروری، کاهش دقت یا نادیده گرفتن الزامات ایمنی منجر شود.
چگونه فرایندهای آزمایشگاه را بهصورت عملی مدیریت کنیم؟
۱. فرایندها را مستند و استاندارد کنید
برای فعالیتهای اصلی آزمایشگاه باید روشهای اجرایی و مسئولیتهای مشخص وجود داشته باشد. مستندات باید با فعالیت واقعی آزمایشگاه مطابقت داشته باشند و در صورت تغییر فرایند، بازبینی شوند.
۲. نقاط شروع و پایان هر مرحله را مشخص کنید
اگر زمانهای مهم ثبت نشوند، تشخیص محل تأخیر دشوار میشود. برای مثال، در صورت امکان و متناسب با گردش کار، زمانهای دریافت نمونه، پذیرش، آمادهسازی، انجام آزمون، آماده شدن نتیجه و آزادسازی گزارش را تعریف کنید.
همه آزمایشها الزاماً به نقاط زمانی یکسان نیاز ندارند. نقاط ثبت زمان باید بر اساس نوع آزمون، نیازهای بالینی و قابلیتهای عملیاتی آزمایشگاه تعیین شوند.
۳. شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) تعریف کنید
شاخصها باید قابلاندازهگیری، مرتبط با هدف و دارای روش محاسبه مشخص باشند. صرف تهیه گزارش آماری بدون تعیین معیار ارزیابی، به بهبود فرایند منجر نمیشود.
۴. گلوگاهها و علت ریشهای مشکلات را شناسایی کنید
برای هر انحراف مهم، بررسی کنید مشکل در کدام مرحله رخ داده و چه عواملی در ایجاد آن نقش داشتهاند. در صورت نیاز میتوان از ابزارهایی مانند نمودار علت و معلول، تحلیل روند و روش «پنج چرا» استفاده کرد.
۵. اقدام اصلاحی متناسب با علت انجام دهید
اگر علت تأخیر، توزیع نامناسب نمونههاست، افزایش سرعت دستگاه راهحل اصلی نیست. ممکن است اصلاح گردش کار، تغییر نحوه تخصیص نمونهها، آموزش کارکنان یا بازنگری برنامه شیفتها مؤثرتر باشد.
۶. اثربخشی اقدام را دوباره اندازهگیری کنید
پس از اجرای تغییر، همان شاخص را در یک دوره مناسب دوباره بررسی کنید. اگر وضعیت بهبود پیدا نکرده باشد، لازم است علتهای دیگر بررسی شوند یا اقدام متفاوتی در نظر گرفته شود.
شاخصهای کلیدی عملکرد در مدیریت فرایند آزمایشگاه
شاخصهای کیفیت به مدیران کمک میکنند بهجای تکیه بر برداشتهای شخصی، عملکرد فرایندها را بر اساس داده ارزیابی کنند.
انتخاب شاخصها باید با نوع فعالیت آزمایشگاه، ریسکهای موجود، حجم کار و اهداف کیفیت آن متناسب باشد.
۱. درصد رد نمونه
این شاخص نشان میدهد چه نسبتی از نمونههای دریافتشده بر اساس معیارهای مصوب پذیرفته نشدهاند.
فرمول پیشنهادی:
درصد رد نمونه = تعداد نمونههای ردشده ÷ تعداد کل نمونههای دریافتشده × ۱۰۰
دلایل رد نمونه باید جداگانه ثبت شوند؛ زیرا افزایش نمونههای همولیزشده ممکن است به علت متفاوتی از افزایش نمونههای دارای برچسب نامناسب رخ دهد.
۲. زمان پاسخدهی آزمایش (TAT)
TAT یا Turnaround Time مدتزمان بین دو نقطه تعریفشده در فرایند است.
برای مثال، آزمایشگاه میتواند زمان دریافت نمونه تا آزادسازی گزارش را بهعنوان TAT کلی تعریف کند. در صورت نیاز، زمانهای داخلی مانند پذیرش تا آمادهسازی یا تولید نتیجه تا آزادسازی گزارش نیز جداگانه بررسی میشوند.
مهم است که نقطه شروع و پایان TAT برای هر شاخص مشخص باشد؛ در غیر این صورت، مقایسه نتایج بین بخشها یا دورههای مختلف ممکن است گمراهکننده شود.
۳. درصد رعایت هدف TAT
میانگین TAT بهتنهایی برای ارزیابی عملکرد کافی نیست؛ زیرا ممکن است تعداد کمی از نتایج با تأخیر زیاد، میانگین را تغییر دهند یا بخشی از تأخیرها در میانگین پنهان بمانند.
فرمول پیشنهادی:
درصد رعایت هدف TAT = تعداد نتایج گزارششده در محدوده زمانی هدف ÷ تعداد کل نتایج مشمول پایش × ۱۰۰
هدف زمانی باید برای هر گروه آزمون یا شرایط کاری مرتبط تعریف شود. همچنین، نتایج خارج از محدوده هدف باید بر اساس میزان تأخیر و تأثیر احتمالی آن بر مراقبت از بیمار بررسی شوند.
۴. درصد اطلاعرسانی بهموقع نتایج بحرانی
این شاخص نشان میدهد چه نسبتی از نتایج بحرانی مشمول اطلاعرسانی، در محدوده زمانی تعیینشده به فرد مسئول اطلاع داده شدهاند.
برای محاسبه صحیح، باید تعریف نتیجه بحرانی، نقطه شروع زمانسنجی، مهلت اطلاعرسانی و شواهد ثبت تماس یا پیام مشخص باشند.
۵. میزان تکرار آزمایش
افزایش تکرار آزمایش ممکن است ناشی از مشکلات فنی، نتایج مشکوک، شرایط نامناسب نمونه یا قواعد معتبر بررسی نتیجه باشد. بنابراین، هر تکراری الزاماً خطا محسوب نمیشود.
برای این شاخص باید علت تکرار، نوع آزمون و روش محاسبه مشخص شود تا بتوان تکرارهای غیرضروری را از تکرارهای لازم برای اطمینان از نتیجه تفکیک کرد.
۶. زمان توقف تجهیزات
مدتزمان توقف تجهیزات میتواند برای بررسی اثر خرابی، تعمیرات یا مشکلات فنی بر ظرفیت عملیاتی آزمایشگاه استفاده شود. بهتر است تعداد رخدادها، مدت توقف و تأثیر آنها بر انجام آزمونها نیز بررسی شوند.
نکته مهم: برای هر شاخص، آزمایشگاه باید مسئول پایش، دوره گزارشگیری، منبع داده، هدف مورد انتظار و نحوه رسیدگی به انحرافها را مشخص کند. اعداد بهدستآمده زمانی ارزش مدیریتی دارند که به تصمیم و اقدام منجر شوند.
نقش نرمافزار LIS و QMS در مدیریت فرایند آزمایشگاه
مدیریت فرایندهای آزمایشگاه با ثبتهای پراکنده و فایلهای جداگانه میتواند دشوار شود؛ بهویژه زمانی که لازم باشد اطلاعات یک نمونه، وضعیت انجام آزمایش، سوابق کیفیت و نتایج عملکرد در کنار یکدیگر بررسی شوند.
در این شرایط، استفاده از سامانههای اطلاعاتی متناسب با نیاز آزمایشگاه میتواند به نظمدهی گردش کار، کاهش ورود مجدد اطلاعات و دسترسی بهتر به سوابق کمک کند.
نقش LIS در گردش کار آزمایشگاه
سامانه اطلاعات آزمایشگاه (Laboratory Information System یا LIS) برای مدیریت اطلاعات و فعالیتهای عملیاتی مرتبط با درخواستها، نمونهها، آزمایشها و نتایج استفاده میشود.
بسته به امکانات سامانه و نحوه پیادهسازی، LIS میتواند در زمینههای زیر کمککننده باشد:
-
ثبت و مدیریت اطلاعات درخواست و نمونه
-
پیگیری وضعیت انجام آزمایشها
-
مدیریت لیست کار (Worklist) و تخصیص آزمایشها
-
تبادل اطلاعات با دستگاههای آزمایشگاهی متصل
-
ثبت و ارائه نتایج و گزارشهای آزمایش
-
دسترسی به سوابق مرتبط با نمونه و آزمایش
میزان ردیابیپذیری و نوع گزارشهای مدیریتی به قابلیتهای نرمافزار، تنظیمات، کیفیت دادههای ثبتشده و فرایندهای اجرایی آزمایشگاه وابسته است.
نقش QMS در مدیریت کیفیت
سیستم مدیریت کیفیت (Quality Management System یا QMS) به سازماندهی و پایش فعالیتهایی کمک میکند که برای حفظ و بهبود کیفیت ضروری هستند.
در یک سامانه QMS متناسب با نیاز آزمایشگاه، امکاناتی مانند مدیریت مستندات، آموزش کارکنان، ثبت عدمانطباق، پیگیری اقدامات اصلاحی و پیشگیرانه و پایش شاخصهای کیفیت میتوانند به اجرای منظمتر فرایندهای کیفیت کمک کنند.
هدف این است که مشکلات شناساییشده فقط ثبت نشوند؛ بلکه علت آنها بررسی شود، مسئول اقدام مشخص باشد و اثربخشی اقدام انجامشده ارزیابی شود.
ارتباط LIS و QMS چه مزیتی دارد؟
LIS بر گردش اطلاعات و فعالیتهای عملیاتی آزمایشگاه تمرکز دارد؛ در مقابل، QMS فعالیتهای مرتبط با مدیریت کیفیت و بهبود مستمر را پشتیبانی میکند.
در صورت وجود یکپارچگی مناسب بین این سامانهها، اطلاعات عملیاتی میتوانند در کنار سوابق کیفیت بررسی شوند و ارتباط میان رخدادها، علتها و اقدامات اصلاحی روشنتر شود.
برای مثال، اگر افزایش زمان پاسخدهی یک بخش شناسایی شود، دادههای عملیاتی میتوانند به تعیین محل تأخیر کمک کنند. سپس، در صورت نیاز، مسئله از طریق فرایند مدیریت عدمانطباق یا اقدام اصلاحی بررسی و اثربخشی راهکار اجراشده ارزیابی میشود.
آوید لب سیستم با ارائه راهکارهای نرمافزاری LIS و QMS، در مسیر مدیریت اطلاعات آزمایشگاه و سازماندهی فعالیتهای کیفیت نقش دارد. انتخاب قابلیتهای موردنیاز و نحوه استفاده از آنها باید متناسب با امکانات نسخه مورد استفاده و فرایندهای واقعی هر آزمایشگاه انجام شود.
نرمافزار ابزار پشتیبان مدیریت فرایند است؛ اما جایگزین مسئولیت حرفهای کارکنان، روشهای اجرایی معتبر، کنترل کیفیت یا نظارت مدیریتی نمیشود.
اشتباهات رایج در مدیریت فرایند آزمایشگاه
برخی از مشکلات مدیریتی زمانی ایجاد میشوند که تمرکز بر یک بخش از فرایند، تصویر کلی عملکرد را تحت تأثیر قرار دهد.
اشتباهات رایج عبارتاند از:
-
تمرکز بر سرعت دستگاه و نادیده گرفتن زمان انتظار در سایر مراحل
-
مشخص نکردن نقطه شروع و پایان شاخصهای زمانی
-
ارزیابی TAT فقط بر اساس میانگین و نادیده گرفتن نتایج خارج از هدف
-
کاهش زمان انجام کار با حذف کنترلهای ضروری
-
ثبت نکردن علت رد نمونهها یا تکرار آزمایش
-
انجام اقدام اصلاحی بدون بررسی علت ریشهای
-
بررسی نکردن اثربخشی اقدامات پس از اجرا
-
جدا نگه داشتن اطلاعات عملیاتی از سوابق مدیریت کیفیت
-
تعریف شاخصهای متعدد بدون مشخص بودن مسئول و نحوه استفاده از آنها
برای پیشگیری از این مشکلات، بهتر است آزمایشگاه تعداد محدودی شاخص مهم را انتخاب کند و پایش آنها را به بخشی از فعالیتهای منظم مدیریتی تبدیل کند.
برنامه عملی ششمرحلهای برای شروع مدیریت فرایند
برای شروع، لازم نیست تمام فرایندهای آزمایشگاه بهطور همزمان بازطراحی شوند. میتوان یک فرایند مهم یا یک مشکل پرتکرار را انتخاب کرد و بهصورت مرحلهای پیش رفت.
مرحله اول: ترسیم نقشه فرایند
مراحل اصلی را از دریافت درخواست تا گزارشدهی مشخص کنید و مسئولیت هر فعالیت را بنویسید.
مرحله دوم: تعیین نقاط کنترل
مشخص کنید در هر مرحله چه اطلاعاتی باید ثبت شود، چه معیارهایی برای پذیرش یا ادامه کار وجود دارد و چه شرایطی نیازمند بررسی است.
مرحله سوم: تعریف شاخصها
برای مسئله انتخابشده، یک یا چند شاخص قابلاندازهگیری تعیین کنید؛ برای مثال، درصد رعایت هدف TAT یا درصد رد نمونه.
مرحله چهارم: جمعآوری و تحلیل دادهها
دادههای یک دوره مشخص را بررسی کنید و مشخص کنید مشکل در کدام مرحله بیشتر رخ میدهد. در صورت امکان، دادهها را بر اساس نوع آزمون، شیفت یا علت رخداد تفکیک کنید.
مرحله پنجم: اجرای اقدام بهبود
با مشارکت کارکنان مرتبط، راهکار متناسب با علت شناساییشده را اجرا کنید. تغییرات باید کنترلشده باشند و نباید کیفیت یا ایمنی را به خطر بیندازند.
مرحله ششم: ارزیابی اثربخشی
پس از اجرای اقدام، شاخصها را دوباره اندازهگیری کنید. اگر بهبود مورد انتظار حاصل نشده باشد، علتهای احتمالی دیگر را بررسی و برنامه را اصلاح کنید.
این رویکرد، چرخه بهبود مستمر را به فعالیتی قابلاندازهگیری تبدیل میکند؛ نه صرفاً مجموعهای از تصمیمهای مقطعی.
جمعبندی
مدیریت فرایند آزمایشگاه یعنی کنترل و بهبود تمام مراحلی که در تولید و ارائه یک نتیجه آزمایشگاهی قابلاعتماد نقش دارند. این مدیریت با شناخت مراحل پیشآزمایشگاهی، آزمایشگاهی و پساآزمایشگاهی آغاز میشود و با تعریف شاخصها، تحلیل دادهها و اجرای اقدامات بهبود ادامه پیدا میکند.
برای بهبود عملکرد، آزمایشگاه باید علاوه بر زمان پاسخدهی، عواملی مانند کیفیت نمونه، عملکرد تجهیزات، وضعیت کنترل کیفیت، تأخیر در گزارشدهی و قابلیت ردیابی سوابق را نیز در نظر بگیرد.
استاندارد ISO 15189:2022 چارچوبی برای مدیریت کیفیت و صلاحیت آزمایشگاههای پزشکی فراهم میکند؛ اما اجرای اثربخش الزامات آن به تعریف فرایندهای مناسب، مشارکت کارکنان، پایش مستمر و استفاده صحیح از دادهها وابسته است.
نرمافزارهای LIS و QMS نیز میتوانند با سازماندهی اطلاعات عملیاتی و فعالیتهای مدیریت کیفیت، اجرای این رویکرد را تسهیل کنند. زمانی که فرایندها بهدرستی تعریف و پایش شوند، آزمایشگاه میتواند مشکلات را دقیقتر شناسایی کند، منابع خود را بهتر به کار گیرد و کیفیت و زمان پاسخدهی را بهصورت مستمر بهبود دهد.